در این مقاله نمی خواهم از رسیدن یک سیاه پوست به رهبری بزرگترین کشور جهان یا به حرفهای بنجامین فرانکلین و من یک رویا دارم بپردازم چراکه میدانم در این باره بسیار شنیده و خوانده ایدحتی نمی خواهم بگویم که یک نفر از طبقات پایین جامعه یا حتی اقلیت مذهبی به ریاست جمهوری ایران می رسد یا نه چرا که دیگران در این باره گفته یا می گویند انچه می خواهم بنویسم تفکرات درونی خود است چیزکه فکر کردن به آن قلبم را می فشارد.
ادامه مطلب در وبلاگ هفته نامه پیام بهبهان
خوشحال می شویم در بحث ما شرکت نمایید و نظرتان را برایمان بنویسید.
یکی دو روزی از شروع به کار شبکه تلویزیونی بی سی پارسی می گذرد.خوب یا بد بودن این خبر شاید بحثی نباشد که در وبلاگ ما به آن بپردازیم اما چیزی که باعث شده ما به آن بپردازیم
خوشحال می شویم در بحث ما شرکت نمایید و نظرتان را برایمان ینویسید.
بدرود
عقل یا تعصب عنوان مقاله هفته نامه پیام بهبهان است .
خوشحال می شوم در بحث مان شرکت نمایید و نظرتان را برایمان بنویسید.
بدرود
در هنگام مسافرت نمودن و هنگام وارد شدن به پایانه های مسافربری همیشه این سوال برایم پیش می آمد که چرا در هر پایانه مسافربری ایران _ در همه شهر ها_ گدا ها درب توالت های عمومی را قرق کرده اند و حق الورود ازمردم می گیرند. و از انجاییکه عاقبت جوینده یابنده است بنده حقیر نیز بالاخره این موضوع را کشف نمودم:
ادامه را در وبلاگ هفته نامه پیام بهبهان بخوانید.
به مناسبت افتتاح نمایشگاه کتاب بهبهان
در دل خودمونی با برپاکنندگان نمایشگاه
من نمی دونم تا کی می خواین بگین واقعا تاسف باره که سرانه روزانه مطالعه در ایران ۲ دقیقه در شبانه روزه !
بعد که نمایشگاه کتاب می آد بهبهان کتابی همچون کافه پیانو که در این دوره زمونه بی خریداری کتاب، در کمتر از یک سال به چاب ۱۱ رسیده برپاکنندگان نمایشگاه اصلا نمی دونن چیه!!!!!!!!!
حالا کار ندارم این کتاب چیه ! برا چیه؟ ولی ۱۱ با تجدید چاپ توی کمتر از یک سال در این دوره زمونه بهترین دلیله که این کتاب تو نمایشگاه کتاب باشه!

عکس :فرهاد جعفری (نویسنده کتاب کافه ییانو)
پشت جلد کتاب کافه پیانو نوشته: خیلی وقت بود احساس بیفایدگی و بیمصرف بودن میکردم. علاوه بر این، یکبار که دختر هفت سالهام برداشت و ازم پرسید: بابایی تو چه کارهای؟!
هیچ پاسخ قانعکنندهای نداشتم که بهش بدهم. یعنی راستش را بخواهید به خودم گفتم: تا وقتی هنوز زندهام، چند بار دیگر میتوانم ابرویم را بیندازم بالا و بهش بگویم: «خودمم نمیدونم بابایی.»
اما اگر مینشستم و داستان بلندی مینوشتم و بعد منتشرش میکردم، میتوانستم بهش بگویم: «اگر کسی یک وقت برگشت و ازت پرسید بابات چه کاره است، حالا توی مدرسه یا هر جای دیگری، یک نسخه از کافه پیانو را همیشه توی کیفت داشته باش که نشان بدهی و بهشان بگویی بابام نویسندهاس. حالا شاید خوب ننویسه،اما نویسندهاس.»
این متن توسط پیام بهبهان نوشته شده است.
بدرود
در وبلاگ پیام بهبهان با بیان یک داستان به این موضوع پرداخته ایم
خوشحال می شویم در بحث ما شرکت نمایید و نظرتان را برایمان بنویسید
بدرود
درود
باتوجه به نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در وبلاگ پیام بهبهان به این موضوع پردخته ایم!
خوشحال می شوم در بحث ما شرکت نمایید(پیام بهبهان)
عنوان مقاله این هفته پیام بهبهان می باشد
خوشحال می شویم بخوانید و در بحث ما شرکت نمایید.
مقاله این هفته پیام بهبهان:
((جون مادرت بیا ببرش))
خوشحال می شویم در بحث ما شرکت نمایید و نظرتان را برایمان ارسال نمایید
درود
با تشکر از پدید اورنده این بلاگ
جمکران در انحصارقریشیان
نام مقاله این هفته پیام بهبهان است
خوشحال می شویم در بحث ما شرکت نمایید و نظرتان را برایمان بنویسید!
ادامه مقاله را در وبلاگ پیام بهبهان بخوانید